خواب زده

در چنگش میگیردشب مرا

بند بند سپید سرما

با اویزی از برگهای خشک،

وهم ،ریاکاروزیبای چهره ات،در ان ادغام شده

تو در من با روحت رخنه کرده ای

همچنان انگا ره هایت به سوی حرکت جسمم میرود

بله تو میتوانی به من بیندیشی...

این حس در من قویست،تا اندازه ی

باز شدن دهان برای خمیازه ای تا بسته شدنش

از روی آن سنگفرشها می گذری

و سایه ی تو می افتد در کنار سایه ام

به زیادی سیاهی آن ... احساس من است

و تو هرگز نمی یابی آن بعد پنهانم را

نمی گنجی در اهستگی گذر زمان من...

من نمی پیچم در تن تو

چون و چرایی وجود ندارد

کالبد من شکافتنی نیست

و بسوز از اتش اژدهای درونم...

تا خاکستر شود خاطرم از تو

من ،من خواهم ماند

تا انتهای این خیال،پراکنی خاکسترت...

تو خیالی از خودت باقی خواهی ماند...

/ 25 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مانی

و چه خيالی... چه خيالی...

شهرام مدبری

ویا«بله تو می توانی به من بیندیشی و...» و سطر بعد از آن به یک جمله ی معمولی بدل شده است و عامل اصلی آن کلمه ی «بله» است.از این نمونه ها تعدادی در شعرتان هست که از زیبایی موضوع و ذهنیتی که دارید کاسته است.نکته ی دیگر طرز نوشتن شعر است که دقیقن همانگونه که با حالت شاعرانه و حسی که سروده می شود باید نوشته شود برای مثال سطر 5 و 6 را می توانید اینطور بنویسید(/ را به معنای سطر بعد می آورم)" تو/در من /با روحت رخنه کرده ای/همچنان/انگاره هایت به سوی ...".البته اینها پیشنهاد هایی بود ند که به نظر من رسیدند.تصمیم نهایی با شما دوست عزیز است که شاعر این شعر هستید.برایتان آرزوی موفقیت می کنم. ."آستانه" وبلاگ انجمن شعر و داستان کازرون با شعری از بهنام دهقانی به روز شده. منتظر حضور با ارزش شما هستم.شاد باشید و سربلند.

شهرام مدبری

سلام دوست عزیز.ذهنیتی که در این شعر دیدم قابل توجه بود.اما ارایه ی آن تا اندازه ای نیاز به کار بیشتری دارد.ایجاز که از مهمترین کارکردها در شعر می باشد چندان رعایت نشده بود.و در قسمت هایی از شعرتان می توانستید این ایجاز را به کار ببرید و حتا کلماتی را کلن حذف کنید.برای مثال در سطر اول به جای "در چنگش می گیرد شب مرا"می توان نوشت "در چنگ می گیردم /شب/ و..." ویا«بله تو می توانی به من بیندیشی و...» و سطر بعد از آن به یک جمله ی معمولی بدل شده است و عامل اصلی آن کلمه ی «بله» است.

عليرضا

اشتباه کرديد، نظرم رو درباره شعر فلسفی! شما گفته بودم (اين مدل نوشته ها رو دوست دارم)، کامنت پايين برای کامنت پايين تر از اون بود.

بهنام

سلام..ممنون از اینکه این همه لطف خرج کردی؛ میلت رو چک کن؛ راستی * آقای دهقانی * خودتی...ديدار به -->>

تازه های ادبی

#____#____*____#____*__------▐سلام. تازه های ادبی به روز شد▐------ #____#____*____#__

بهزاد

اگه مشقاتون تموم شده بفرمائيد تو حياط زنگ تفريح رو زدن . يا علی

شهرام مدبری

سلام دوست عزیز.ممنون از پیام ارزشمندتان.خواندم و خوشحالم از آشنایی با وبلاگتان. ."آستانه" وبلاگ انجمن شعر و داستان کازرون با داستانی از" محمد امین قربانی" به روز شد.منتظر حضور شما و نقد با ارزشتان هستیم.شاد باشید و سربلند.

س م م م

سلام بر دوست خوبم انشا ا.. بالهای باز فرهنگیتان بازتر شود و اغوشتان همیشه برای نظر های ما باز بماند